بعضی وقتا، کوچیکا بهترن. تو خیلی از حوزه ها، از سن گرفته تا کسب و کار. همه فکر می کنن بزرگا خیلی بهترن، فکر می کنن اگه پیششون باشن قدرتمندن، ثروتمندن و بزرگن، ولی اینطور نیست.

کوچیکای سنی، رویا های بزرگی دارن، هیچ کس نمیتونه بهشون بگه نمی تونین و هیچ چیزی براشون عجیب نیست، چون بزرگ بین هستن. حالا بزرگای سنی، مغزشون پر از چارچوب و قانون، توی زندان های ذهنی و زندگی ساده و کوچیک.

کوچیکای کسب و کار، خیلی آرزو ها دارن و تلاش میکنن، همیشه امیدوارن و کارشون رو برای پول و مقام انجام نمیدن، برای عشقشون انجام میدن. حالا بزرگای کسب و کار، غرق در رویای پول، عشق مصاحبه و بزرگ گویی از خود و بی کیفیت، چون فکر می کنه خیلی بزرگه و کارش هیچ مشکلی نداره.

پس به کوچیکا اعتماد کنید، دوستشون داشته باشید، اونا میتونن خیلی بزرگ بشن و با عشق هستن. دنبال خیلی از بزرگا نباشید، اونا اسمشون بزرگه، ولی کوتوله های احمقن!

توی این دنیا، از نظر کسب و کار و موفقیت هیچ عددی و کوچیکم، ولی سنم داره بزرگ میشه. کاشکی هنوز کوچیک بودم؛

آخه کوچیکا بهترن!

این متن دومین پست من برای شرکت در چالش نانو محتوا هست | اقتباسی از کتاب «نقطه کور» به قلم سعید یگانه

#نانومحتوا | یادگیری به شرط محتوا | شما هم می تونید به این چالش بپیوندید و توی ویرگول هم این چالش رو رواج بدید، فقط کافیه یه صفحه کتاب بخونی و بعدش بشینی پست بنویسی و پستت رو با #نانو محتوا منتشر کنی (:

اگه خواستی می‌تونی به پستم رای بدی:

۰ / ۵. ۰