دوران مدرسه دورانیه که با تموم خوبی ها و بدی هاش می گذزه و همه باید تجربش کنن. دورانی که معمولا توی کشور ما بیشتر افراد ازش متنفرن و تعداد کمی از بچه ها مدرسه را دوست دارن. توی همه مدارس یسری اتفاقات و حرفایی وجود داره که شما فکر می کنید بعضیاش فقط توی مدرسه شماست، در صورتی که کاملا در اشتباهید و انگار اون اتفاقات مثل یه عادت و فلسفس که تو هر مدرسه ای وجود داره. من در این مطلب قصد دارم که راجب فلسفه مدرسه یکم با شما صحبت کنم و به چند مورد آن اشاره کنم. برای خواندن ادامه مطلب با ما در اسمارتین همراه باشید.

کلاس شما بدترین کلاسیه که تا حالا داشتم
کلاس شما بدترین کلاسیه که تا حالا داشتم

۱- کلاس شما بدترین کلاسیه که تا حالا داشتم

اولین چیزی که میتونم بهش اشاره کنم اینه که همیشه کلاس ما بدترین کلاس از نظر معلمه! تا حالا هر معلمی داشتم بار ها و بار ها گفته:

کلاس شما بدترین کلاسیه که تا حالا داشتم، یکم از اون کلاسیا یاد بگیرید و…

«بعد زنگ بعد معلم میره همین حرفا را سر یه کلاس دیگه میگه ?»
صدای گوش خراش سوت
صدای گوش خراش سوت

۲- صدای گوش خراش سوت

یکی از چیزایی که تو بعضی از مدارس وجود داره علاقه ناظم یا معاون مدرسه به سوته! اگه یادتون باشه تو کارتون (بره ناقلا) اون سگه یه سوت در دهنش داشت با هر بار فوت کردن تو سوتش گوش همه را کر می کرد؛ این ناظم ها هم همین طورن. تو طول یه زنگ تفریح بیست بار سوت میزنن و از همه بدتر مواقعیه که چسبیدن بهت و سوت میزنن. بابا بسه دیگه!

مراسم صبحگاه
مراسم صبحگاه

۳- مراسم صبحگاه

شاید یکی از خسته کننده ترین برنامه های مدرسه برنامه صبحگاهه که تو سرما و آلودگی هوا بچه ها را نگه می دارن تو حیاط، تا حرفای خسته کننده بزنن. مثلا یه بخش از حرفاشون مربوط به بخشنامه های ادارس. آخه مسابقات ورزشی، هنر، علمی، قرآنی و هزار تا کوفت و مرز دیگه به من چه ربطی دارن، که میاین سیر تا پیازش را میگن ? یکم هم که شروع کنی به حرف زدن با رفیقات, میزنن به سیم آخر و خدا به داد اون بنده خدایی برسه که ناظم و از همه بدتر مدیر، از صف بکشنش بیرون و بگه برو لب دفتر وایسا تا بیام ?

تازه جالب اینجاست که میگن ما ده دیقه الی یه ربع بیشتر صبحگاه نداریم ولی همیشه میان نیم ساعت حرف میزنن و خیلی وقتا شده که حتی یکم، از ساعت هشت میگذره و وقت کلاس میره ولی بازم دست بردار نیستن.

خدا نکنه مدیر یا مشاور مدرسه بخان بیان حرف بزنن؛ بیشتر مدیرا همیشه اول حرفاشون یه بیت شعر میخونن و خیلی خیلی خشک و کتابی حرف میزنن ? مشاور هم که اگه بلندگو بدن دستش تو بهترین حال ممکن نیم ساعت حرف میزنه. اگه هم مثلا به ستونی چیزی تکیه بدی یا یکم رو زانو هات خم بشه، ایراد بهت میگیرن و از همه بدتر و خرد کننده تر زمانیه که، کسی که داره پشت تریبون حرف میزنه یهو اسمتو صدا کنه و حیثیتت تو کل مدرسه را ببره ?

کاش میشد مراسم صبحگاه فقط یه بخش قرآن داشت و بقیه حرفاشون را تو زنگای تفریح یا سر کلاسا میگفتن تا ما انقدر تو سرما روی پاهامون واینسیم.

مثلث وحشت
مثلث وحشت

۴- مثلث وحشت

منفی، دفتر انضباطی و ایستادن لب دفتر سه عنصر اصلی مثلث وحشت برای بچه ها هستند. وقتی یکی منفی میگیره، دو حالته؛ یا اصلا انگار خیالش نیست یا هم اینکه مثل ? پشیمون میشه و میخاد جبران کنه. برای جبران کردن هم باز دو تا حالته که بستگی به معلم داره؛ یا معلم همون موقع که التماس کردن بچه هه را می بینه، میبخشتش یا در آینده با یه پرسش کلاسی یا یه چیز دیگه، منفیت را حذف می کنه ولی یه دسته دیگه از معلما هستن که هر چقدر هم پاچشون را ببلعی و به عبارتی به عنبر نسا خوردن هم بیفتی، بازم منفیت را پاک نمیکنن و سر همین منفی آخر ترم حسابی حالت را میگیرن.

بی توجهی به بهداشت
بی توجهی به بهداشت

۵- بی توجهی به بهداشت

یکی دیگه از چیزایی که تو بعضی از مدرسه ها به ویژه مدرسه دولتیا وجود داره، اینه که همیشه اون مخزنی که توش مایع دستشویی می ریزن خالیه و انگار بهداشت مدرسه اصلا براشون مهم نیست. مثلا روز یکشنبه همین هفته که قرار بود برای ضد عفونی و پاکسازی مدارس، بچه ها بمونن خونه و نرن مدرسه، خیلی از مدارس هیچ کاری نکردن. من دوشنبه رفتم مدرسه و دیدم که حتی زباله هایی که بغضی از بچه ها متاسفانه ریخته بودن رو زمین یا تو کشو نیمکتشون بود هم، حتی جمع نشده بود. فک کنم اسپری ضد عفونی را فقط از جلوی نیمکت ها و پنجره ها رد کردن.

برنامه هایی داشتیم ولی امکانات نیست
برنامه هایی داشتیم ولی امکانات نیست

۶- برنامه هایی داشتیم ولی امکانات نیست

یکی از مشکلاتی که تقریبا تو همه مدرسه ها وجود داره کمبود امکاناته. مثلا همیشه کامپیوتر های مدرسه خرابن یا اینترنت ندارن و میگن:

«برنامه هایی داشتیم ولی امکانات نیست پس خودتون برید خونه و فعالیت را انجام بدید».

از اون بدتر هم مسئول کامپیوتر هست که نمیدونم چرا همیشه یه آدم خنگ برای این کار انتخاب میشه و با خل بازی هاش اعصاب معلم و بچه ها را صاف میکنه.

موهات بلنده کوتاهش کن
موهات بلنده کوتاهش کن

۷- موهات بلنده کوتاهش کن

بهداشت شخصی دانش آموزان چیزییه که تو مدرسه خیلی خیلی بهش توجه میشه؛ به طوری که بسیاری از مواقع شورش را در میارن و پوست بچه ها را میکنن. بار ها و بار ها شده که، مثلا من جمعه رفتم آرایشگاه و گفتم حسابی کوتاه کنه ولی شنبه بازم میگن موهات بلنده. انتظار دارن که هفته ای یه بار بریم آرایشگاه و ز بیخ کچل کنیم? بعد هم جالب اینجاست که میان میگن قدیما می گفتن باید کچل کنین ولی الان خیلی خوب شده و خیلی اذیت نمیشین و معیار هامون هم برای بلند بودن یا کوتاه بودن مو درستن؛

در صورتی که این معیار ها فقط زمانی به مسئولان محترم مدرسه میفهمونن که موی بچه کوتاهه، که بچه هه بره کچل کنه. یا هم یکی از چیزای خیلی بدشون مدل موی دانش آموزیه. ایشالا روز بد نبینید؛ من یروز که دیگه از دست گیر دادن های مدرسه خسته شده بودم. رفتم آرایشگاه و گفتم مدل دانش آموزی بزن. خلاصه مثل همیشه شروع کرد که دور سر را با ماشین کوتاه کنه و تا اینجا همه چی خوب پیش رفت. یهو دیدم ماشین را اورد رو سرم. به جوری که آب از آب گذشته بود و کل کله را با ماشین زدم. منم تو مدرسه برای این که از تک و تا نیفتم می گفتم:

مدل موی تراشتگن (دروازبان تیم فوتبال بارسلونا) را زدم:

«و تا یه هفته سعی می کردم که بیشتر اوقات کلاه سرم باشه».
تونل وحشت امتحانات
تونل وحشت امتحانات

۸- تونل وحشت امتحانات

اگه مدرسه را به یه شهربازی تشبیه کنیم، دوران امتخانات توی این شهر بازی حکم تونل وحشت را دارن ولی در عین حال اگه بعدا بهشون فکر کنین خندتون میگیره و براتون شیرینن. معمولا تو دی ماه و خرداد ماه خیلی ها برای اولین بار لای کتاب های مبارکشون را باز میکننن و برا همین موفق نمیشن. درس خوندن هم حالت های مختلفی داره و هر کس موقع درس خوندن یجوریه. یه عده میشینن عین آدم درسشون را میخونن، یه عده درس نمیخونن ولی موقع بیرون رفتن، بازی کردن و هر کار دیگه ای مدام مضطرب و تو فکر درس هستن، عده دیگه ای درس نمیخونن و انگار خیالشونم نیست و دسته آخر که مفدسدین فی الارض هستن، اونایی هستن که، خودشون که درس نمیخونن هیچ بلکه این و اونم از راه راست منحرف میکنن و نمیزارن درس بخونن؛ مثلا شب امتحان زنگ میزنن به بقیه میگن:

پاشین بریم بیرون چیه همش درس درس.

«فقط نمیدونم این همش دقیقا چه زمانیه».

یکی از بدبختی ها درس خوندن که برا من خیلی اتفاق افتاده اینه که مثلا از ساعت ۳ بعد از ظهر تا ۹ شب داشتی یه کله درس میخوندی و هیشکی نمی بینه ولی اگه از ساعت ۹ تا ۹:۲ دقیقه بری پا گوشی، همه میفهمن و میگن:

«پس تو کی درس میخونی ??».

ولی یکی از حسن های دوران امتحان اینه که مدارس را به تعطیلی میکشونه و حداقل لازم نیست ساعت ۷ صبح پا شی بری مدرسه. البته اگه امتحان نهایی داشته باشی و سال آخری باشی، هم باید درس بخونی و هم ۸ صبح بری امتحان بدی.

یکی از چیزای رو مخ اینه که وقتی بچه درسخون کلاس وارد مدرسه میشه، یه گله آدم میریزن دورش و تو فاصله ده دقیقه مونده به امتحان تازه میخان درس یاد بگیرن.

تقلب
تقلب

۹- تقلب

یکی از چیزایی که توی دوران امتحانات بین خیلی از دانش آموزان مرسومه تقلبه? کسایی که تقلب میکنن به طور کلی به چند دسته تقسیم میشن؛ یه عدشون که خیلی حرفه ای و عالی، در حد لالیگا تقلب میکنن؛ حالا یا از رو یکی دیگه میبینن یا هم این که خودشون رو یه کاغذ، دست و . . . تقلب می نویسن. یسری دیگه هستن که خیلی خیلی ضایع تقلب میکنن و معمولا فرجام خوبی ندارن. کسایی هم که میخان به بقیه تقلب بدن خودشون دو دستن؛ یا دلشون میسوزه و به همه تقلب میدن یا وقتی یکی ازشون تقلب میخاد، محل ? بهش نمیزارن. اینجور آدما یا از این که میترسن در حین تقلب رسوندن مراقب امتحان بفهمه و پوستشون را بکنه یا هم اینکه آدمای زمخت، مغرور و بی رحم تر از یزید هستن و خودشون را عمدا میزنن به کری و برای اون که تقلب میخاد تره هم خرد نمیکنن؛ حتی ممکنه مثل خیار پلاسیده به مراقب امتحان بفروشنش.

تقلب زمانی بی وفایی می کنه که خودت جواب درست را نوشتی ولی وقتی میبینی یکی یه چیز دیگه نوشته، حسابی به شک میوفتی و جواب درست خودتو خط و جواب غلط اونو می نویسی. بعضی وقتا هم به طرز معجزه آسایی نمره خودت از کسی که از روش تقلب کردی بیشتر میشه ?

کُری خوندن های فوتبالی
کُری خوندن های فوتبالی

۱۰- کُری خوندن های فوتبالی

یکی دیگه از چیزایی که بین بچه های تقریبا همه مدرسه ها وجود داره، بحثای فوتبالیه. بحث ها و کری خوندن های داغی که هم شامل فوتبال داخلی و هم خارجی میشه. خیلی وقت ها سر نتیجه یه مسابقه بچه ها حتی با هم شرط بندی هم میکنن و ۹۹ درصد مواقع اون که شرطو باخته حتی اگه شده فرداش غایب می کنه، تا یوقت چیزی ازش کم نشه. ولی اگه تیم محبوبت برنده بشه حس فوق العاده ای بهت دست میده و فردا میری بچه های مدرسه را به عبارتی پاره میکنی.

انواع بچه ها در مدرسه
انواع بچه ها در مدرسه

۱۱- انواع بچه ها در مدرسه

به طور کلی میشه انواع بچه ها را در مدرسه به چند دسته تقسیم کرد که هر کدوم از این دسته ها ویژگی ها مخصوص به خودشون را دارن.

دسته اول شامل هنرمندان و پیکاسو های کلاس میشه. کسایی که همیشه یه خودکار یا ماژیک دستشونه و دارن یا روی دستشون یا روی میز و یا روی گوشه و کنار صفحه کتاب آثار هنری خلق میکنن.

دسته دوم شامل کسایی میشه که کل زنگ کلاس را ساکت و آروم نشستن و دارن جزوه مینویسن و درس میخونن و همیشه هم نمره هاشون ۲۰ میشه. افرادی که توی این کار دیگه شورش را از مزه در میارن و زندگی را فقط به درس خوندن میدونن، به خرخون معروف هستند و معمولا مورد تمسخر بقیه قرار میگیرن.

دسته سوم کاملا بر عکس دسته دوم هستن. اینا کلا ز غوغای جهان فارغن و انگار هیچ چیزی براشون مهم نیست. سر کلاس بود و نبودشون هیچ تفاوتی نداره و بیشتر اوقات دارن خواب و رویای فیلمی که دیشب تا ساعت ۳ داشتن میدیدن را، سر کلاس می بینن. نمره امتحانشون ۰ هم که بشه براشون پشیزی ارزش نداره. این حد از ریلکسی در کوآلا نیز دیده نمی شود.

دسته چهارم شامل گروه اراذل و اوباش می شود. گروهی که اگه بخایم تو یه جمله وصفشون کنیم،(همیشه برعکس کاری را که باید انجام بدن را انجام میدن). مثلا اگه معلم بهشون بگه سر کلاس چیزی نخورید حتی اگه سیر هم باشن، شروع میکنن به یواشکی چیز خوردن. معمولا هم سر کلاس همش دارن با هم دیگه حرف میزنن و میخندن. لازم به ذکر است این گونه افراد معمولا ته کلاس می نشینند.

دسته پنجم را چیز زیادی ازشون نمیگم، دیگه خودتون تا ته خطش را برید. (اینا تو کار پخش و انتشار گاز ها و سموم سمی هستن).

دسته ششم شامل افرادی میشن که همیشه خدا دارن با یه چیزی ور میرن و رو اعصاب همن. مثلا معلم یروز میگه پرگار بیارید اینا کل زنگ کلاس پرگار دستشونه و عین آدمای ازگِل دارن مات و مهبوت بهش نگاه میکنن و هی باز و بستش میکنن. یا هم این که پیچ میز را هی باز و بست میکنن و میزنن رو میز و هی بهش ور میرن. واقعا نمیدونم چه جذابیتی براشون داره.

دسته هفتم کسایی هستن که به عبارتی همش قپی میان و خالی میبندن. اینجور آدما سر کلاس ادیبیات آرایه اغراق (بزرگ نمایی) را به خوبی یاد گرفتن و تو زندگی همش ازش استفاده میکنن. ?

دسته هشتم کسایی هستن که انگار ز بیخ و بن مشکل دارن. اینا همش صندلیشون میفته رو زمین و صندلی و خودشون را به فنا میدن. معمولا علت این پدیده نوعی کرم، به نام کرم تک چرخ زدن می باشد که متاسفانه برخی از افراد به این بیماری ناعلاج مبتلا هستند.

دسته نهم شامل افراد پاچه خوار میشه. اینا همش به یکی از کادر مدرسه حالا از مدیر بگیر تا معلما چسبیدن و سعی میکنن برای رسیدن به منافعی خودشون را پیششون عزیز کنن. مثلا عین قاشق نشسته سر کلاس خودشون را میندازن وسط و میگن:

آقا قرار بود امتحان بگیرید، آقا امروز درس نمی پرسید، آقا من نمونه سوال دارم برم چاپ کنم تا از بچه ها امتحان بگیریم.

«اینجور افراد بدون شک منفور ترین افراد تارخ بشریت هستند?».
چند کلمه سوزناک
چند کلمه سوزناک

۱۲- چند کلمه سوزناک

مورد آخر را به صورت چند تا کلمه میگم؛ کلمه هایی که بسیار سوزناک هستند?

غروب جمعه، هشت صبح شنبه، کلاس پنجشنبه، امتحان بی خبر، لو رفتن پیش مراقب و صبح زود بیدار شدن.

حرف آخر
حرف آخر

و اما حرف آخر…

بیشتر در این باره بخوانید:

اگر هنوز گرفتار مدرسه و دانشگاه هستید… | استاد شاهین کلانتری

چیزی که مشخصه اینه که برای بچه های کشور ما مدرسه به یه مکان بد تبدیل شده. برای همین صبح ها خیلی سخت از خواب برای مدرسه رفتن بیدار میشن. در حدی بچه ها مدرسه را دوست ندارن که، امسال هر وقت خبر تعطیلی می شنیدن از زور خوشحالی نمیدونستن چیکار کنن. از طرف دیگه تو کشورای پیشرفته اروپایی، آمریکایی و حتی بسیاری از کشور های آسیایی، مدرسه تبدیل به مکانی شاد و مفرح برای بچه ها شده؛ مکانی که میتونن در کنار شادی و بازی با دوستاشون، علم هم یاد بگیرند.

به طور کلی می توان گفت که مدرسه برای بچه های ایران به معنی درس خواندن، امتحان و یادگیری اجباری چیزایی هست که بهش ممکنه اصلا علاقه نداشته باشن (مثلا یه فوتبالیست چرا باید حتما تو ریاضی و علوم نمره ۲۰ بگیره؟)ولی والدین و مدرسه همیشه ازشون انتظار نمره بالا دارند ولی در کشور های دیگه مدرسه به معنی مکانی برای کشف استعداد ها و علاقمندی ها، بازی با دوستان، کلاس های رقص و موسیقی و در کنارش یادگیری ریاضی و علوم است. پس بیایم حداقل از خودمون شروع کنیم…