دوست دارید بنویسید؟ چرا؟ حتما به این «چرا» پاسخ دهید! دنیای نویسندگی، دنیایی بدون محدودیت است. اما موارد لازم برای نویسنده شدن چه هستند و به چه چیزهایی نیاز دارید؟ آیا باید شرایط خاصی داشته باشید؟ برای مثال استعداد، زمان زیاد، قلم جادویی، پول، شرایط محیطی، سکوت مطلق، رودخانۀ جاری، صدای بلبل و… دقیقا به چه چیزهایی نیاز دارید؟ نویسندگی برای شما لذت بخش است؟ برای خواندن ادامه مطلب با ما در اسمارتین همراه باشید.


چگونه حدیث نفس را تبدیل به یک داستان یا نوشته کنیم؟

ابتدا باید بگذاریم موضوع و هدفی که درون ذهنمان شکل گرفته در آنجا شکوفا شود. یعنی به زبان ساده بصورت ذهنی با خودمان دربارۀ موضوع مورد نظر بحث کنیم. مسلما بحث ذهنی ما با زبان خودمان شکل می‌گیرد.

برای تبدیل حدیث نفس به نوشته و آوردن آن روی کاغذ ابتدا باید بتوانیم زبان آن را از حالت خصوصی خارج و برای همه قابل فهم کنیم.

نکته: همۀ انسان‌ها نباید و نمی‌توانند حال درونی ما را بفهمند پس نویسنده باید ابتدا زبان عموم مخاطبین خود را بلد باشد.
مثال: موضوعی درون من شکل گرفته به نام «آرامش». خب آرامش از نظر من یعنی نبودن سروصدا، بودن در طبیعت و یکسری مسائل دیگر که جنبۀ عمومی ندارند مثل آمدن عطر گلاب. خب این آرامش قطعا برای دوست من شامل موارد دیگری ‌می‌شود. دقیقا برای هر دو ما آرامش آرامش است اما با تعاریف و ویژگی‌های گوناگون.

یک نویسنده در مورد موضوع آرامش بهتر است جای اینکه افکار شخصی خود را به زور به ذهن مخاطب تزریق کند.

بهتر است آرامش را اینگونه تعریف کند: آرامش عبارت است از حالتی که در آن شخص احساس رضایت کند. یا تصویری عمومی تر از آرامش ارائه دهد.

در تعریف بالا واژۀ «رضایت» ذهن مخاطب را آزاد می‌گذارد که حرف‌های خودش را جایگزین کند و تعریف خودش را بسازد.

همچنین می‌توان با همین موضوع آرامش داستان نوشت و یک شخصیت را در داستان پس از یکسری کشمکش به آرامش رساند.

مثال: پدرم اقساط بانکی‌اش را پرداخت کرد. آخرین قسط بود، اکنون که به خانه آمده روی کاناپه به خواب رفته است.

خواب پدر ناشی از آرامشی است که از پرداخت آخرین قسط بانکی پیدا کرده است. پس بگذارید حدیث نفس درونتان شکل بگیرد. مکالمات خود را از حالت ذهنی به حالت عینی تبدیل کنید.

واژه‌هایی مثل آزادی، عدالت، رفاه، آرامش. همگی ذهنی هستند و شما باید قابلیت تبدیل آن‌ها به عینیت (دیده شدن) هستید.

واژه‌هایی مثل دفتر، مداد، ماشین، موکت. دقیقا چیزهایی هستند که دارای شکل و حالت خاص هستند و ما می‌بینیم.

از همۀ شما عزیزان ممنونم که مطالب ما را دنبال می‌کنید. در قسمت‌های آینده ادامۀ مباحث را پی خواهیم گرفت و کمی دربارۀ هنر سخن خواهیم گفت. لطفا سوالات خودتان را در بخش نظرات بنویسید.

این جستار ادامه دارد…


دوست اسمارتینی

  • دوست داری نویسنده بشی؟ موارد لازم برای نویسنده شدن از نظر تو چیه؟
  • نظرت راجب این سبک مطالب چیه؟ اگه محتوا و ایده جالبی توی ذهن داری به ما بگو تا اجراییش کنیم!
  • پیشنهاد یا انتقادی داری؟ حتما برای ما توی نظرات بنویس، ما همشو می‌خونیم!
  • به نویسندگی علاقه داری و می‌خوای نوشتن را تجربه کنی؟ به بخش ارسال مطلب برو و نوشته خوبت را برای ما ارسال کن. ما هم اونو با اسم خودت منتشر می‌کنیم! 
  • راستی یادت نره توی خبرنامه اسمارتین هم ثبت نام کنی و هر هفته ایمیلای باحال دریافت کنی (:

بیشتر بخوانید:

نامه‌ای به کاپیتان سوپ مکتاویش!سهیل کوهی اصفهانی
دیالوگ برتر: بهترین دیالوگ های شبگرد! – سید متین فقهی
با چفت دهان بیشتر آشنا شویم! – سید متین فقهی

زنگ خطر زمین قرمز است! باید‌ جان سالم به در ببرد – قسمت دوم (آخر) – سیده سدنا موسوی

اگه خواستی می‌تونی به پستم رای بدی:

۵ / ۵. ۲