جدیداً معرفی کتاب‌ها رایج شده و معمولاً این معرفی‌ها در پادکست‌ها بیشتر هست. من هم امروز قصد دارم که بهتون یک کتاب خوب به نام «مغازه خودکشی» رو معرفی کنم که اتفاقاً نسخهٔ صوتی خوبی هم با صدای «هوتن شکیبا» از اون موجود هست. برای خواندن ادامهٔ مطلب با ما در اسمارتین همراه باشید.


معرفی کتاب

  • نام: مغازه خودکشی
  • نویسنده: ژان تولی
  • مترجم: احسان کرم‌ویسی

از زندگی سیر شده‌اید و همه‌چیز را تمام‌‌شده می‌دانید؛ ذره‌ای امید برایتان نمانده و آیندهٔ پیش رویتان، سیاه و تاریک است. به همین‌خاطر شال و کلاه می‌کنید تا به مغازه‌ای برسید که چنین شعاری دارد: «آیا در زندگی شکست خورده‌اید؟ لااقل در مرگ‌تان موفق باشید.»

نسخهٔ صوتی کتاب مغازه خودکشی در اپ cast box و تلگرام در دسترس است.

معرفی کتاب مغازه خودکشی
معرفی کتاب مغازه خودکشی

داستان کتاب

آلن، همان منجی خانوادهٔ تواچ است. کسی که ناخواسته توسط خانواده به‌دنیا آمده و تمام تفکرات جدا در جد تواچ‌ها را تغییر می‌دهد.

خانوادهٔ تواچ، مغازه خودکشی دارند و با دادن سم پری شنی، طناب‌دار و یا بلوک سیمانی، مرگ خوبی را برای مراجعینشان آرزو می‌کنند؛ ولی آلن برای آنها «دوباره می‌بینمتون» یا «شاد باشید» را آرزو می‌کند. گاهی هم با یک اتفاق کوچک، شاید یک نقاشی طبیعت یا لبخند، فرد را از ناامیدی به سمت امیدواری سوق می‌دهد.

خانواده ناراحت از مشتری پراندن آلن هستند؛ چون نمی‌دانند که قرار است تابوشکنی کند. پدر که متعصب‌تر است، او را به جایی می‌برد که حتماً، باید عاشق خودکشی می‌شد؛ یعنی دوره‌های پیش‌مرگی خودکشی؛ ولی مادر از همان لحظات شروع به دلتنگی برای پسرش و تغییر به یک انسان امیدوار می‌کند. سپس این ویروس به بقیهٔ اعضای خانواده هم منتقل می‌شود؛ البته به‌جز پدر. پدر کمی یا گاهی تغییر می‌کرد. با این حال پنهانی و زودگذر، تا زمانی که دیگر کاملاً متحول شد.

معرفی کتاب مغازه خودکشی
معرفی کتاب مغازه خودکشی

چیزهایی که از کتاب یاد گرفتم

  • هنجارها می‌گویند که خودکشی بدترین کار روی زمین است. ارزش‌ها می‌گویند که انسان، جایگاه والایی دارد و خودکشی در شأن او نیست. نمادها هم خودکشی را نشان‌دهندهٔ ناامیدی و احساس هیچی و پوچی در زندگی می‌دانند.
  • معمولاً، فردی در زندگیمان وجود دارد که از آن الگو بگیریم یا ناخواسته اعمال و رفتار او ما را تحت تأثیر قرار دهند و شروع به انجام دادن آنها کنیم. شاید او یکی از اعضای خانواده باشد و یا هفت پشت غریبه.
  • همهٔ ما بالاخره ماموریتی در این جهان داریم؛ هر چند کوچک. تا پس از انجام دادنش، به سوال «حالا از مرگ می‌ترسید؟» پاسخ منفی بدهیم.
  • اگر از ابتدا فکری مانند خودکشی را در ذهنمان پرورش دهیم، هرگز نمی‌توانیم به دیگران زندگی و امید تزریق کنیم.
  • ما نیازمند ایمان به کارمان هستیم تا بتوانیم منجی دیگران باشیم…
  • اگر ایمان داشته باشیم، شرایط محیطی هم بر ما تأثیر نمی‌گذارند.

نتیجه‌گیری

خانوادهٔ تواچ به قولی:
«تا ته ناامیدی رفتند و برگشتند؛ چون نا‌امیدی هیچ‌چیزی برایشان نداشت.»

شاید با یک ضرب‌المثل ایرانی نتیجه‌گیری کتاب این شود: «با یک گل هم بهار می‌شود.»

دوست اسمارتینی!

  • کتاب مغازه خودکشی رو خوندی؟ نظرت دربارش چیه؟
  • نظرت دربارۀ معرفی کتاب مغازه خودکشی چی بود؟
  • نظرت دربارۀ معرفی‌های کتاب اسمارتین چیه؟ اگه ایدهٔ جالبی توی ذهن داری به ما بگو تا اجراییش کنیم!
  • پیشنهاد یا انتقادی داری؟ حتما برای ما توی نظرات بنویس. ما همشو می‌خونیم!
  • به نویسندگی علاقه داری و می‌خوای نوشتن رو تجربه کنی؟ به بخش ارسال مطلب برو و نوشته خوبت را برای ما ارسال کن. ما هم اون رو با اسم خودت منتشر می‌کنیم!

بیشتر بخوانید:

ایکس باکس کنسول رسمی بازی Battlefield 2042 خواهد بودسید متین فقهی
رسمی: لیونل مسی به رکورد بیشترین بازی در تیم ملی آرژانتین دست یافت – سهیل کوهی اصفهانی
دیالوگ برتر: بهترین دیالوگ‌های سری کالاف دیوتی – Call of Duty – سید متین فقهی
یادگیری زبان خارجه بدون نیاز به کلاس زبان در سه سوت! – آتنا مهرانفر