روی برگ‌های پاییزی پا نهادم، قدم‌هایم دفنشان می‌کرد. در عیدی و عید دیدنی، زنده‌ بودند و نفس‌ها می‌کشیدند و می‌دادند.

از داد عادلان آب و سرسبزی برایشان باقی ماند و از ستم ظالمان خشکی و پلیدی.

از بخت و طالع خود سخن‌ها که نمی‌گفتند. خاک شاهانه‌شان گردوهایی بود که در سفره خاص و عام نبود و مرواریدهایشان درخشندگی روشنی، در فضا.

اما حالا از همه آن‌ها تنها پیکیری بی‌جان‌ مانده و پوست و استخوانی که اجلشان فرا رسیده.

گرد خاموشی بر روی خاص و عام ریخته است، در این کاروان تفاوتی نیست و فردا باد، گرد را به سمت ما هم هدایت خواهد کرد

زندگی، خاطره آمدن و رفتن ماست.
لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی‌ است.
من دلم می خواهد
قدر این خاطره را دریابیم.

سهراب سپهری

دوست اسمارتینی!

  • به نظرت زمان عمر به طرز زندگی توی این دنیا چقدر تاثیر داره؟
  • نظرت راجب این سبک مطالب چیه؟ اگه ایده جالبی توی ذهن داری به ما بگو تا اجراییش کنیم!
  • پیشنهاد یا انتقادی داری؟ حتما برای ما توی نظرات بنویس، ما همشو می‌خونیم!
  • به نویسندگی علاقه داری و می‌خوای نوشتن را تجربه کنی؟ به بخش ارسال مطلب برو و نوشته خوبت را برای ما ارسال کن. ما هم اون رو با اسم خودت منتشر می‌کنیم! 
  • راستی یادت نره توی خبرنامه اسمارتین هم ثبت نام کنی و هر هفته ایمیلای باحال دریافت کنی (:

بیشتر بخوانید:

اون یه نفر…آتنا مهرانفر
موضوع داستان چیست؟ – رامتین شاهینی نژاد
و نقد و بررسی انیمیشن کوتاه Contact – سلام؟! – سید متین فقهی
برچسب گذاری یعنی چه؟ – سهیل کوهی اصفهانی

اگه خواستی می‌تونی به پستم رای بدی:

۳.۹ / ۵. ۹