فرزندم بدان و آگاه باش:
شاید حال بد نتیجه‌ی اتفاقاتِ زندگیت باشه. ولی حال خوب به خودت بستگی داره.

حالِ خوب یعنی دوستایی داری که فقط برا خوشایندت کاراتو تایید نمی‌کنن. یعنی دوستی داشته باشی که حواسش به حال و احوالت هست. جای سرزنش و تحقیر، یه دورنمای ترسناک از چیزی که الان هستی نشونت می‌ده و ازت می‌خواد بری “بالاتر”.

حال خوب یعنی تو این بازار کنکور و تو این دوره زمونه هنوزم یه مشاور “با معرفت” هست که بدون پول گرفتن و تبلیغ کردن! به بقیه کمک کنه. یا یه مقاله بنویسه و جلوی تمام مافیای کنکور، قد علم کنه.

حال خوب یعنی هنوز کسانی هستن که فیلم نه چندان جذابت رو می‌بینن و تشویقت می‌کنن برای بهتر و بهتر شدن. یه دورنمای غرور آفرین از پیشرفت نشونت می‌دن.

باد برفارو طوری جابه‌جا کرده بود که شبیه بیابون شده بودن (گردنه‌ی اسد آباد _ همدان)
حال خوب یعنی بالاخره بتونی با وجود اینکه یه سری چیزا نمی‌شه که بشن، به تموم چیزای خوبی که می‌تونن جایگزین اون، اتفاق بیفتن؛ فکر کنی.
ازش پرسیدم اسم اینا چیه؟ یکم نگاش کرد و گفت نمیدونم. اگ من بودم کلی صغرا کبرا میچیدم که نوه ام سرگیجه بگیره و مطمئن شه مامان بزرگش داناست. (حیاط خونمون)

حالِ خوب یعنی مامانت بخاطر کمبود آب، خونه تکونی نکنه.

حالِ خوب یعنی مامانت به همه گفته تست “کنکورونا”ی بچه ام مثبت شده و به طور کل تا چهار ماه آینده از پذیرفتن مهمون معذوریم.

حالِ خوب یعنی صابون کل چربی پوست دستتو برده، ولی با کرم مرطوب کننده اوضاع رو راست و ریست کنی.

حالِ خوب یعنی به اسپری الکل عادت کردی و راه ضدعفونی کردن همه چیز رو داری یاد میگیری.

حال خوب یعنی مردم رعایت بهداشت رو جدی بگیرن، ولی یه بچه با بغض و سکسکه و ترس نگه “نمی‌خوام کرونا بگیرم”.

حال خوب یعنی بالاخره می‌شه و می‌تونی، امثال مادرجون ها رو راضی کنی، که برای سلامتی خودش، جاهای شلوغ نره.

حال خوب یعنی تا دیشب، داشتی گریه میکردی. الان لبخند می‌زنی. یعنی بفهمی این مدلِ دنیاست.

زنداییم. بهش گفتم این تنگ شیشه‌ای جون میده برا تراریوم. فوری دادش بهم.
مامانم. کلی تیغ رفت تو دستش تا کمکم کنه درستش کنم.

حال خوب یعنی به یه دوستی گفتم قرار نیس بعد این رنج قوی شم. درگوشی گفت: قراره قوی شی! و در کمتر از چند ساعت، می‌بینم داره اتفاق میفته.

حال خوب یعنی یه دوست، که کلی احساس خوبِ درک شدن رو بهت میده.

حال خوب یعنی چیز زیادی در دنیای مادیِ من تغییر نکرده ولی حالم خوبه.
به باباش اصرار می‌کرد که اجازه بده با کاپشنش سر بخوره. باباشم نمیذاشت. اون پسره یکم دو دل نگاهشون کرد. تویوپِ تو دستش رو داد به باباهه. باباهه با ذوق بچه‌اشو سوار کرد و باهم سر خوردن. آخرای راه تویوپ چپه شد. بچهه کلی برفی شده بود. ولی قهقهه میزد:] (حیدره پشتِ شهر _ همدان)

نهایتاً حال خوب یعنی ببینی، حال خوب تو چه چیزای ساده ایه و حال بد تو چه چیزای پیچیده ای. بعد به حال بدت حق بدی و سرزنشش نکنی. از حال بدت، حالت بد نشه، که تو یه چرخه ی بازخوردیِ جهنمی گیر نکنی.

فرزندم! بیشترِ حالِ خوب، وقتی اتفاق میفته که تو حتی به خوب بودنشون، فکر هم نمی‌کنی. (زیر نویس عکس ها)

یه مهندس کشاورزیِ مهربون بود. گفتم خیلی کاکتوس دوست دارم، بهم اجازه داد برم تو گلخونه شون و کاکتوساشونو ببینم. اجازه داد کلی عکس بگیرم. یعالمه بچه کاکتوس هم بهم هدیه داد. (باغ تحقیقاتی جهاد کشاورزی _ همدان )
نکات تکمیلی:

۱- حال خوب یعنی چون فتوشاپ رو نصب نمیکنم که حواسم پرت نشه، برا امضای عکسم از نرم افزار فوقِ حرفه‌ایِ paint استفاده میکنم.

۲-مامان من داره خونه تکونی میکنه.

۳- اگه دوسش داشتید می‌تونید تو ویرگول هم لایکش کنید. خیلی خوشحال میشم 🙂

۴- دوستِ خوبِ اسمارتینی #حال_خوبتو_با_من_تقسیم_کن
میتونی به راحتی تو بخش نظرات حالِ خوبت رو برای ما بنویسی 🙂

مثلِ همیشه داشتیم با بابا از مدرسه برمی‌گشتیم. نمیدونم چی تو این دیدم که ازش خواستم تو بلوار به اون شلوغی وایسه. اونم قبول کرد :]
(بلوار شهید احمدی روشن _ کوه الوند _ روبروی دانشگاه بوعلی _ همدان)

دوستی را دوست معنا می‌دهد
قهر هم با دوست معنا می‌دهد
هیچ‌کس با دشمن خود، قهر نیست
قهریِ او هم نشان دوستی‌ست

قیصر امین پور