هر انسان یه نوع یادگیری خاص خودش رو داره. یکی میتونه یه درسی رو فقط با ویدیو یاد بگیره، یکی با نوشتن، یکی با خواندن و… بنابراین میتونیم نحوه یادگیری انسان هارو با کمک هندسه تقسیم کنیم. یکی نحوه یادگیریش میتونه مثلث باشه، یکی مربع، یکی مستطیل و… حالا من اسم این رو می گذارم تفکر هندسه ای. برای خواندن ادامه مطلب با ما در اسمارتین همراه باشید.

تفکر هندسه ای چیست؟

تفکر هندسه ای سعی به گفتن این دارد که هر کس به روش خاصی آموزش می بیند. یکی به روش مربعی، یکی مثلثی و…

نکته: مربع و مثلث منظور از فلان هستن.

حالا من می خوام با این تفکر هندسه ای، به یسری نکته های جالب برسم.

تفکر هندسه ای، مدرسه و پاندای کونگ فوکار!
تفکر هندسه ای، مدرسه و پاندای کونگ فوکار!

تفکر هندسه ای بخش اول

فرضیه

آقا فرض بگیرید که:

  • کلاسی داریم.
  • ۳۰ دانش آموز داریم. هر یک از دانش آموزان نحوه یادگیری خاص خود را دارند. یکی مثلث، یکی مربع و…
  • یک معلم داریم. معلم به روش مربعی به دانش آموزان آموزش می دهد.

حالا یه سوال؟!

فرض می گیریم ده تا از دانش آموزان، به روش مربعی می تونند چیزی رو یاد بگیرن. حالا با ۲۰ دانش آموز دیگه چیکار کنیم؟!

سوال سختیه چون اگه واقعا به فکر دانش آموزان باشیم، میدونیم که هر کس به یه شکل یاد میگیره و نمیشه کسی که مثلثی یاد میگیره رو مجبور کرد تا مربعی یا بگیره. چون نمی تونه یاد بگیره. خیلی واضحه!

حالا مدرسه چیکار می کنه؟

ولی حالا مدرسه میاد کار خودشو خیلی راحت و آسون میکنه. وظیفه ای به دوش معلم میگذاره که ای معلم، تو باید کسایی که مربعی هستن رو، شکلشون رو بچینی و تبدیلشون کنی به مربع!!! برای مثال اگه کسی مثلثی بود، سریع بگیر بچینش و مربعش کن.

باشه قبول، ولی یجای کار نمی لنگه؟ وقتی مثلث یکی رو بچینی و تبدیلش کنی به مربع، یه مربع کوچولو نمیشه؟ یا برعکس شکلی دیگه که ممکنه مربعی کج و کوله، زیادی بزرگ و… و حتی باعث میشه دانش آموز از آموزش لذت نبره و خب بهره وری اون از درس خیلی کم باشه.

حالا مدرسه رو که نمیشه کاریش کرد و نحوه کارش رو راحت عوض کرد. چون دیگه خیلی چیز بزرگی شده و یه تحول بزرگ توش خیلی سخته. باید از اول به این چیزاش فکر می شد که نشد! (هعی خدا)

مدرسه که هیچی…

حالا که از مدرسه میگذریم، چرا خیلی ها نمی تونن بفهمن که هرکسی یه شکلی آموزش میبینه؟ مثلا بچه ریاضی دوست نداره، به زور دعوا بهش ریاضی یاد بدیم |: خب پدر من مادر من آقای من برادر من خواهر من!! باید رگ خوابشو بدست بیاری و به روش درست یادش بدی. شاید نیاز داره با بازی یاد بگیره، شاید نیاز به استراحت داره و…

تفکر هندسه ای، مدرسه و پاندای کونگ فوکار!
تفکر هندسه ای، مدرسه و پاندای کونگ فوکار!

بخش دوم

کمی روایت داستانی

حتی یه مثال هم میتونم بزنم برای همچین چیزی (آپنیر گویان وارد می شوند). چرا راه دور بریم، پاندای کونگ فوکار. شخصیت اصلی داستان ما یه پاندای خل مشنگ به اسم پو هست. پو یه پاندا پرخور و گنده بک هست و یروز به طور اتفاقی میوفته وسط یه مراسم و به عنوان جنگجوی اژدها انتخاب میشه!!! (جنگجوی اژدها: ته ته جنگجو ها و خفنا)

شیفو یه چیزی مثل موش کوچوله عه (: که باید به پو تعلیم بده تا کاملا تبدیل به جنگجوی اژدها بشه. اوایل فکر می کنه که نباید این انتخاب میشد به عنوان جنگجوی اژدها و ازش گله داره. بعد میگذره و میگذره تا سر و کله ی تایلانگ پیدا میشه. تایلانگ قرار بوده جنگ جوی اژدها بشه ولی خب نشده (به خاطر حیوون بازیاش(: ) و افتاده زندان. حالا مثل یه سگ گرسنه از زندان فرار می کنه و بعد کلی بکش بکش میخواد بره سراغ پو تا به نحوه به چند قسمت مساوی تقسیمش کنه.

پو هم هیچی بلد نیست و شیفو داره از استرس میترکه! یروز میرسه و شیفو میبینه پو داره ۱۸۰ درجه میزنه، حرکتای خفن و… و دلیلش اینه که کلوچه هارو از طبقه ی بالای کمد برداره (: و حالا اینجای داستانه که خیلی قشنگ و آموزندس. شیفو رگ خواب پو رو بدست میاره و میفهمه پو رو باید با خوردن و کلوچه و اینا چیز بهش یاد داد. خلاصه که میبرتش توی یه جایی و کلوچه و اینا میبره و سر کلوچه با هم میجنگن! اینجاست که جنگجوی اژدها خودشو نشون میده و پو هم عاشق شیفو میشه و خیلی قشنگ میگه «ممنون استاد!»

اینم نتیجه حرکت عالی شیفو

بعدشم که پو آماده میشه و تایلانگ حیوون رو با یه حرکت به نام انگشت موشی به چندین قسمت نامساوی تقسیم می کنه (((:

تفکر هندسه ای، مدرسه و پاندای کونگ فوکار!
تفکر هندسه ای، مدرسه و پاندای کونگ فوکار!

بخش سوم

جمع بندی

این خیلی مهمه که توی زندگی بتونیم قبول کنیم که هر کس یجوره و یجور باید یاد بگیره و زندگی کنه. وقتی از یادگیری هندسه ای استفاده کنیم، هم یادگیرنده عاشق ما میشه و هم ما عاشق یاد دادن و یادگیرنده میشه.

تفکر هندسه ای، مدرسه و پاندای کونگ فوکار!

بخش چهارم و پایانی

نکته مهم

این اصلا یه نوع تفکر واقعی و ثبت شده یا چیز دیگه ای نیست. کلا یهو به ذهنم خورد. پس خیلی جدیش نگیرید. اگر نظر خاصی در این باره داشتید حتما کامنت کنید. این بحث خیلی میتونه جای تامل و صحبت داشته باشه. منم خیلی خوشحال میشم دربارش حرف بزنم.

نقطه سر خط.

دوست اسمارتینی!

  • اگه از این مطلب لذت بردی و یچیزی یاد گرفتی حتما حتما نظرت رو در موردش برای ما بنویس
  • پیشنهاد یا انتقادی داری؟ حتما برای ما توی نظرات بنویس

اگه خواستی می‌تونی به پستم رای بدی:

۵ / ۵. ۳