سلام به اسمارتینی ها.
من عضو جدید اسمارتین هستم. حباب!✌
خب می‌خوام یک انیمه خفن رو با هم بررسی کنیم.
بزن که بریم!

عنوان فارسی: دفترچه مرگ
عنوان انگلیسی: death note
عنوان ژاپنی: نداره!😐 همون دث نوت!

اینم از پوستر جذاب دفترچه مرگ!

ویکی طوری:


این انیمه بر اساس مانگایی با همین نام که توسط تسوگومی اوبا نوشته شده بود توسط استودیوی خفن مدهاوس در سبک روانشناختی و جنایی-پلیسی ساخته شد.😀
داستان پسردبیرستانی نابغه ای به اسم لایت یاگامی که دفترچه ای پیدا می کند که در آن نوشته شده اگر اسم کسی در آن نوشته شود بعد از چهل ثانیه خواهد مرد….

طریقه ی آشنایی بنده😊:
داشتم دنبال انیمهٔ سینمایی خوب می گشتم که از گوگل پرسیدم(!) برترین انیمه های سینمایی.

نمی دونم چی شد که رفتم سریالی ها رو هم نگاه کردم. برای اولین بار خواستم که یک انیمه رو از طریق اینترنت، و نه صدا و سیما، ببینم چون هم مشهور بود و هم تعداد قسمتاش کم، برای دیدنش مجاب شدم.😁

از همین اول نظرمو صاف و ساده میگم: به نظرم این انیمه ارزش یک بار دیدن رو داشت! ولی خب اشتباهی که کردم این بود که ازش انتظار یک شاهکار داشتم و این باعث شد ازش خیلی لذت نبرم.

خب اول از همه بریم سراغ مزیت های این انیمه:


داستان پردازی عالی: راستشو بگم ایده ش به نظرم مسخره میومد. ولی این انیمه نظرمو عوض کرد. من تا حالا حتی یک دونه فیلم یا سریال ندیدم که ذره ای که به این انیمه شبیه باشه. این انیمه داستانش مثل یک شطرنج میگذره.

قدم به قدم جلو میرن تا یکی از طرف های دوئل از بین بره.یک شطرنج که تمام حرکاتش توسط ذهن خود افراد برای ما توضیح داده میشن! این چیزیه که باعث میشه بتونم با خیال راحت به هر کسی معرفیش کنم.

شروع طوفانی: با دیدن چند قسمت از این انیمه دلتون میخواد دنبالش کنین و بفهمین ادامه ش چی میشه.مخصوصا وقتی تو قسمتای اول ال همه رو غافلگیر می کنه!(اونایی که دیدن قشنگ می دونن دارم از چی حرف می زنم!😁)

طراحی شخصیت های معقول تر: خب موهای سبز و بنفش(!) و صورتی و چشم های اندازهٔ پرتقال تامسون تو دنیای انیمه این قدر مرسومه که شناسنامه ی انیمه محسوب میشه. ما عادت کردیم و ازش خوشمون هم میاد ولی خب راستشو بگم گاهی اوقات زیاده روی میشه و میره روی مخ!
طراحی شخصیت های دفترچه مرگ معقوله. چشم ها اندازه ی پرتقال تامسون نیستن و موها هم رنگای معقولی دارن.
(البته اگه فاکتور بگیریم که شخصیت ها ژاپنی هستن نه اروپایی!😅)
به شخصه عاشق طراحی شینیگامی ها شدم. با جزئیات و با خلاقیت. و به همون اندازه هراس آور!

آیا میشه ریوک رو دید و عاشقش نشد؟!

موسیقی خوب: من کاری ندارم که موسیقیش شاهکاره یا معمولی. برای من همین کافیه که در جای مناسب حس مناسب رو رسوندن. همین!

بادوبله ببینم یا زیرنویس؟ این برای شماهایی که مثل من با زیرنویس میونهٔ خوبی ندارین خبر خوبیه!

چون دوبلهٔ این انیمه با صداهای شاخص و خوب دوبله شده و سانسور زیادی توی ترجمه وجود نداره. با خیال راحت دوبله ببینین.

ولی خب این انیمه یک شاهکار نیست و ضعف هایی داره. ضعف های جدی! خیلی جدی!

خطر لو رفتن داستان!

بزرگ ترین ضعف این انیمه، شخصیت پردازیشه.

مثلا شما انگیزه ای برای کار لایت در انیمه پیدا نمی کنین!

توی دیالوگ ها و داستان خیلی دنبالش گشتم. ولی چیز قانع کننده ای پیدا نکردم.

یک جا تو دیالوگ ها لایت از ریوک می پرسه: چرا دفترچه مرگ رو به زمین انداختی؟
ریوک جواب میده:چون حوصله م سر رفته بود. تو چرا از دفترچه استفاده کردی؟
لایت جواب میده:چون منم حوصله م سر رفته بود!
(این جمله ناخودآگاه آدم رو یاد موریارتی میندازه!)
که این واقعا چیزی نبود که برای لایت کافی باشه. آدم کسل کارای احمقانهٔ زیادی می کنه ولی لایت فقط یه دونه کار احمقانه انجام داد! باقی کاراش توی زندگی معقول بود. این پذیرفته نیست.


یه تئوری میگه: این که اون عاشق عدالته و فکر می کنه پلیس و پدرش احمقن و نتونستن اون طور که باید و شاید عدالت رو اجرا کنن. پس خودش دست به کار میشه.
خب چرا باید اعتقاد داشته باشه که عدالت درست اجرا نمیشه؟ چه چیز باعث شده چنین فکری داشته باشه؟
و بعدش: اون فقط مجرمایی رو مجازات می کرد که پلیس گرفته بودشون! این دیگه کاملا نقض می کنه این تئوری رو!

تئوری بعدی میگه که هدف این سریال اینه که تمام افراد میتونن در شرایطی با رضایت کامل خودشون، به یک شیطان تبدیل بشن!
این هم پذیرفته نیست.
یادتون هست بعد این که لایت از زندان آزاد شد، دیگه هیچی از جانگیر(یا همون کیرا) بودنش یادش نبود و خودش هم دنبال جانگیر می گشت؟
حتی اون جا هم اعتراف کرد که رفتار جانگیر قبل از دستگیری اون با آرمان های اون تطابق داره.


این رفتار لایت نشون میده اون ذاتا یک قاتله و منتظر فرصت بوده.
خب میشه با تصور این که لایت فقط یک آرمانگرای افراطیه، قضیه رو ماسمالی کرد و سر و تهش رو هم آورد.
ولی خب یه مشکل دیگه هست. آرمانگرایی چیزیه مخالف عقل سلیم. معمولا از احساسات سرچشمه می گیره که از لایت باهوش و خونسرد به سختی برمیاد!
چطور آرمانگرا شده؟ کسی زیر سرش نشسته و حرف زده؟ از برقرار نشدن عدالت به اون آسیبی رسیده که به این نتیجه رسیده؟
هیچ کدوم از اینا توجیه خوبی برای رفتار لایت نیستن.

.
خب لایت یک آدم مغرور بود. (یادتون بود که معاملهٔ چشم شینیگامی رو قبول نکرد! چون فکر می کرد بدون اون هم موفق میشه!)(البته منظورم قبل اینه که میسا پیداش بشه. بعد اومدن میسا متوجه شد به چشم شینیگامی احتیاج داره.)


خب میشه این رو هم در نظر گرفت که فقط برای خودنمایی این کار ها رو می کنه.
که این هم پذیرفته نیست. کسی که خیلی خودنماست از هر موقعیتی برای خودنمایی استفاده می کنه.
ولی دیدین که لایت به چیزایی مثل آزمون ورودی دانشگاه(همون کنکور خودمون!) اهمیتی نمیده.
این که انگیزهٔ لایت برای این کار چی بوده مدت ها فکر منو مشغول کرد.
هر چند رفتار آرمانگرایانهٔ میسا توی انیمه کامل توجیه شده ولی لایت اصلا!
از باقی شخصیت ها هم می گذرم سر لایت خیلی حرف زدم. تمام شخصیت های این انیمه به نوعی ناقصن.

شما فکر میکنین انگیزهٔ لایت برای این کار چی بوده؟ تو کامنتا بنویسین.

مرگ ال: تقریبا همه بر این باورن که ال نباید می مرد. بعد اون داستان تغییر خاصی نکرد و یک ال تر(!) اومد. تازه داستان هم از ریتمش افتاد.

کش اومدن داستان: همتون حس کردین که داستان بخشای زائد زیادی داره و مخصوصا بعد مرگ ال دیگه داشت کش میومد.

پایان خطر اسپویل!

ولی این انیمه یه چیز داشت که به همهٔ ضعفاش می چربه:داستان خاص!

پیامی که من از این انیمه دریافت کردم این بود که: شاید بشه جرم و جنایت رو کامل از بین برد؛ ولی “یک انسان” نمی تونه چنین کاری بکنه!

اگه بدون انتظار شاهکار بودن این انیمه رو ببینین ازش لذت می برین.

به نظرتون چیزی رو از قلم انداختم؟

هر نظری دارین توی کامنتا بنویسین. کامنت دلگرمی من و اسمارتینی هاست.

لایت گوگولی!

لایت و ال گوگولی!

اگه خواستی می‌تونی به پستم رای بدی:

۴.۲ / ۵. ۵